تبلیغات
پایه ی چهارم دبستان اخوت - داستان هایی از اخلاص مخلصین
پایه ی چهارم دبستان اخوت
حداقل ارج نهادن معلم با ماست . اما اجـــــــــــر دادن معلم با خداست
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 آذر 1394 توسط آموزگار پایه ی چهارم ابتدایی آموزشگاه اخوت شهرستان گناباد
داستان هایی از اخلاص مخلصین
یكی از مسائل با اهمیت برای طلاب علوم دینی تحصیل اخلاص و پاك سازی و تصفیه ی نیت است. طلبه باید فقط برای خداوند سبحان گام بردارد و هرگز هدفش رسیدن به مقاصد آلوده ی دنیوی نباشد و از ابتدا فكر مسند یابی، جاه طلبی، نام جویی، رسیدن به مرجعیت، امامت جمعه و جماعت، نمایندگی مجلس، كسب مقامی در جامعه، شهرت، جلب نظر مردم و احترام آنان را از سر خویش بیرون كند و الا نه تنها علمش به حال او سودی نخواهد داشت بلكه با اندوختن بیشتر اصطلاحات و علوم به جهنم نزدیك تر می شود و اسباب بدبختی خود - و در بیشتر اوقات - بدبختی مردم را فراهم می كند. ضرر عالمان غیر مخلص و ضربه هایی كه به پیكر دین فرود آورده اند كم نیست.
تحصیل اخلاص بسی دشوار است و به سادگی نمی توان به آن دست یافت و نیازمند مبارزه ی طولانی و مداوم با نفس، و استقامت است. درحدیثی قدسی می خوانیم كه خداوند متعال می فرماید:
اَالاِخلاصُ سِرٌ مِن اَسرارِی اِستَودَعتُهُ قَلبَ مَن اَحبَبتُ مِن عِبادیِ؛ (1)
اخلاص یكی از اسرار من است كه در دل بندگان محبوب خویش به ودیعت نهادم.
و اگر كسی به این مرتبه دست یافت و به پالایش نیت خویش موفق شد، بزرگ ترین نعمت نصیبش گشته است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
ما اَنعَمَ اللهُ (عَزَّوَجَلَّ) عَلی عبد اَجَلَّ مِن اَن لا یَكُونَ فی قَلبِهِ مَعَ اللهِ (عَزَّوَجَلَّ) غیرُهُ؛ (2)
برترین نعمت خداوند به بنده اش این است كه در قلبش چیزی جز « خدا» نباشد.
امیرالمومنین علی علیه السلام فرموده اند:
الدُنیا كُلُّها جَهلٌ اِلاّ مَواضِعُ العِلم و العِلمُ كُلُّهُ حُجَّه اَلاّ ما عُمِلَ بِهِ، وَ العَمَلٌ كُلُّه رِیاءٌ اِلاّ ما كانَ مُخلَصاً وَ الاِخلاصُ عَلی خَطَر حتی یَنظُرَ العَبدُ بِما یُختَمُ لَهُ؛(3)
دنیا همه اش نادانی است مگر جایگاه های دانش، و دانش تمامش حجت و دلیل خداوند علیه انسان است به جز آن مقدار كه بدان عمل شود، و عمل تمامش ریاست، غیر از آنچه خالصانه انجام شود، و اخلاص در معرض خطر است تا این كه انسان ببیند عاقبتش چه می شود.

به چند نمونه از اخلاص بزرگان اشاره می شود:


1. روزی علامه بحرالعلوم رحمه الله را شاگردانش خندان و متبسم یافتند. سبب پرسیدند در پاسخ فرمود: پس از بیست و پنج سال مجاهدت، اكنون كه در خود نگریستم، دیدم دیگر اعمالم ریایی نیست و توانسته ام به قلع و قمع ریا موفق شوم. (4)
2. عارف و اصل كامل، مرحوم میرزا جواد آقا ملكی می نویسد:
از یكی از عالمان بزرگ نقل كرده اند كه او سی سال در صف اول نماز جماعت اقتدا می كرد. پس از سی سال، روزی به عللی نتوانست خود را به صف اول برساند و در صف دوم ایستاد و از این كه مردم او را در صف دوم دیدند گویا در خود خجالتی احساس كرد. از این جا متوجه شد كه در این مدت طولانی كه در پیشاپیش مردم و در ردیف اول نماز می خوانده از روی « ریا» بوده است. از این تمام آن سی سال نماز را قضا كرد.
مرحوم ملكی می افزاید: برادرم! بنگر به این عالم مجاهد و در مقام و منزلتش دقت نمای كه چگونه نماز جماعتش در این زمان دراز، آن هم در صف اول، فوت نگردید و با این وصف، متصدی امامت جماعت نشد. نیز بنگر به احتیاط او، كه چگونه برای یك شبهه این همه نماز را قضا كرد و از این جا عظمت اخلاص و اهمیتی را كه علمای سلف برای آن قائل بودند دریاب!(5)
3. كسانی كه نزد مرحوم آیة الله بروجردی رحمه الله بودند نقل می كنند كه آیة الله پیش از وفاتشان خیلی ناراحت بود و می گفت: عمر ما گذشت و ما رفتیم و نتوانستیم چیزی برای خود از پیش بفرستیم و عملی انجام دهیم. یك نفر
خیال كرد كه این جا هم جای تملق و چاپلوسی است و گفت: « آقا شما دیگر چرا؟! این حرف ها را ما بیچاره ها باید بزنیم، شما چرا؟ بحمدلله شما این همه آثار خیر از خود باقی گذاشته اید، این همه شاگرد تربیت كرده اید، این همه آثار كتبی به یادگار گذاشته اید، مسجدی به این عظمت ساخته اید، مدرسه ها در كجا و كجا ساخته اید و . . . » وقتی این را گفت، آیه الله بروجردی این حدیث را فرمودند: « أخلِص العَمَلَ؛ فَاِنَّ النّاقِدَ بَصیرٌ بَصیرٌ» (6) عمل را باید خالص انجام داد، نقاد آگاه آگاهی هست. تو خیال كردی این اعمال كه در منطق مردم به این شكل است، حتما در پیشگاه الهی هم همین طور است؟ (7)
بنابراین، تا پایان عمر باید مواظب و مراقب بود تا شیطان انسان را به زیر چتر خود نكشد و گوهر اخلاص را از كف آدمی نرباید.
4. حاج امام قلی نخجوانی، استاد معارف آقاسیدحسین قاضی پدر مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی گوید: پس از آن كه به پیری رسیدم، دیدم با شیطان بالای كوهی ایستاده ایم. من دست خود را بر محاسنم گذاشتم و به او گفتم: مرا سن كهولت فرا رسیده، اگر ممكن است از من درگذر. شیطان گفت: « این طرف را نگاه كن». وقتی نظر كردم، دره ای بسیار عمیق را دیدم كه از شدت خوف و هراس، عقل انسان مبهوت می ماند. شیطان گفت: « در دل من رحم و مروت و مهر قرار نگرفته است. اگر چنگال من به تو بند گردد جای تو در ته این دره خواهد بود كه تماشا می كنی!» (8)
***
در ابتدای تحصیل ممكن است برخی خویش را از آلودگی به اهداف فاسد منزه بدانند و چنین پندارند كه انگیزه و غرضی غیر از « خدا» ندارند؛ ولی باید متوجه بود كه وقتی دست آدمی از همه جا كوتاه است، می پندارد كه هدفی جز « رضای خداوند متعال» ندارد و صد البته این كافی نیست. بلكه باید چنان باشد كه اگر روزی ریاست و شهرت و مسند و مقام هم به او روی آورد خود را نبازد و شیفته ی آنها نشود و از این امور اعتباری به عنوان وسیله ای برای دست یافتن به اهداف خدایی استفاده كند. ولی به این سادگی نمی توان به چنین اطمینانی دست یافت.
ریشه ی بیشتر اختلاف ها، گرفتاری ها و نابسامانی های جامعه ی ما، عدم اخلاص و فاقد هدف الهی بودن است. معمولاً یك طرف اختلاف و كشمكش - و در بعضی موارد هر دو طرف- بی اخلاصند.
عالم نفس كشته، مرحوم آیة الله میلانی در نامه ای به مناسبت تبعید امام خمینی به تركیه خطاب به امام نوشته اند:
خوشا به سعادت آن سرزمین كه حضرت عالی در آن تشریف دارید! قلوب همه ی مردم با ایمان متوجه شماست، فانه تعالی « جَعَلَ أفئده من الناس تهوی الیك»(9) و همگی برای نصرت و تأیید شما، كه لسان ناطق همه ی مجامع روحانی و دینی هستید و گفته ی شما كلام حق و حقیقت است، دعا می نمایند . . . راه شما كه وارث انبیاء علیهم السلام هستید، همان راه است كه خدا برای پیغمبران اولوالعزم و ائمه هدی علیهم السلام معین فرموده . . . . (10)
گفتنی است كه آیة الله میلانی به مدرسه ی حقانی قم و شهید بهشتی و شهید قدوسی- كه مسئول آن مدرسه بودند- عنایت خاصی داشت و از این رو حاضر شده بود بودجه ی مدرسه را تأمین كند و دخالتی در برنامه ی آن نداشته باشد تا مسئولان بتوانند آزادانه طرح بریزند و اجرا كنند و حاضر بود كاری با كمك او صورت گیرد و از او نامی در میان نباشد. (11)

پی نوشت ها :

1. منیة المرید، ص 133.
2. بحار الانوار، ج70، ص 249.
3. همان، ج70، ص 242.
4. لب اللباب، ص55.
5. المراقبات، ص 141.
6. الاختصاص، ص341 و بحار الانوار، ج13، ص 432.
7. تعلیم و تربیت در اسلام، ص 234. ( گردآوری شده ی چند گفتار استاد شهید مطهری).
8. لب اللباب، ص 76.
9. اشاره است به آیه ی شریفه ی ( فَاجعَل أَفئده من الناس تهوی الیهم) ، ( ابراهیم، آیه 37). كه دعای حضرت ابراهیم علیه السلام است.
10. بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج1، ص 749.
11. یادنامه ی شهید قدوسی، ص 189-190.



قالب وبلاگ